پيام زير توسط يكي از مراجعين نوشته شده بود ضمن تشكر از ياد آوري ايشان به همراه نكته اي جهت اطلاع همه هم ولايتي ها قرارش ميدهم :
به نام دادار هستی بخش
سلام بر همه ی عزیزان فراهان دیار بزرگ مردان شهیری بوده و خواهد
بود امید با کمک همه ی یاران باعث سر بلندی و عزت کهن دیار یاران باشیم
جهت یاد بزرگان در تاریخ 20|10|90 روز سه شنبه طی سفری که برای استقبال
کربلایی محمد علی اسفینی به زادگاه خویش داشتم خبردار شدم حاج محمد علی
فشکی یکی از هم ولایتی هایمان دار فانی را وداع گفته اند و در امامزاده
اسفین به خاک سپرده شده است . خدایش رحمت کناد ××××××××شاد باشید و شاد
بزیید.
امروز را در تقويم روز سه شنبه بيستم ديماه 1390 اعلام شده است بيستم ديماه براي ايران و فراهان ياد آور خاطره تلخي است آنهم به نتيجه رسيدن توطعه دشمنان ايران در دريافت حكم قتل امير كبير . حال چرا گفتم ايران و فراهان خوب ايران كه مشخص و لي فراهان هم به دليل اينكه امير كبير فراهاني بود البته از آن زمان تا به امروز افراد زيادي آمده اند و ادعاي امير كبير بودن كرده اند ولي آنچه در تاريخ مانده يك امير كبير بوده و آن ميرزا تقي خان فراهاني است كه دو روز پس از عزل از مقام صدارت به کاشان تبعید شد. اما مخالفان امیرکبیر در دربار با توجه به شناختي كه از منطق،علم ،كياست و هوش اميراطلاع داشتن احتمال میدادند که امیرکبیر بار دیگر مورد عنایت شاه قرار گیرد و به قدرت بازگردد. بنابراین با کوشش فراوان توانستند حکم قتل وی را از ناصرالدینشاه بگیرند. سرانجام امیرکبیر در روز ۲۰ دی ۱۲۳۰ (برابر با ۱۰ ژانویه ۱۸۵۲ میلادی) در حمام فین کاشان با بريدن رگ دستهايش به قتل رسید. گويند امير با خون خويش بيت زير را در حمام نوشت:
روزگار است اينكه گه عزت دهد گه خوار دارد چرخ بازيگر ازين بازيچه ها بسيار دارد
جسد امير را ابتدا در همان کاشان دفن کردند. به روايت میرزا محمد جعفر خان حقایق نگار خورموجی در کتاب مشهور حقایقالخبار ناصری روز بعد از قتل جسدش را در گورستان «پشت مشهد» کاشان به خاک سپردند. چند ماه بعد، به پايمردى همسرش عزتالدوله جسدش را به کربلا منتقل کردند و در اتاقى که درب آن به سوى صحن امام حسين (ع) باز مىشد به خاک سپردند.
چند روزبه يكي از شهر هاي قشنگ غرب كشور تنهائي رفته بودم توي هتل و اوقات تنهائي خيلي مطالب جالبتر مي شود و فرصت بيشتره (زمان خيلي دير ميگذره آدم احساس ميكنه يك دقيقه بيشتر از 60ثانيه شده )كتابهائي كه در دسترس داشتم همه بنوعي تاريخ بودن ديدم هر زماني از يك منطقه اي يك آزاده برخاسته و جلودار ملت شد ؛يك روز ستارخان و باقرخان ،يكروز ميرزا كوچك خان ،يك روز كريم خان ،و.....يك روز امام خميني «ره»خلاصه اينكه :
یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک ، رشتی ، لر ، اصفهانی واراكي
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛
وقتي خوب نگاه كني اين كار زماني شده كه دیگه ما برای هم جوک می ساختيم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادی مي كرديم بجاي اينكه بقل هم بنشينيم و باهم كار كنيم واز موفقيت همديگر لذت ببريم و شادي كنيم
به نظر من این از فرهنگ اسلامي و ایرانی به دور است.