تبليغاتX
باهم بخنديم نه به هم
يادداشتهاي شخصي

این چند روز مشغله زیادی دارم حتی فرصت سرکشی به وبلگستان هم کم دست میدهد یکی دو مرتبه موضوعاتی برایم پیش اومد که میخواستم برای شما هم بنویسم باز فرصت نشد تا اینکه چند روز پیش تو خبرها مطلب خیلی قشنگی دیدم حیف بود برای شما نگم از سوی دیگر دو روز دیگر روز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) است و روز مادر به همین خاطر هم برای تبریک به همه مادران و هم برای نشان دادن نمونه ای از عشق این خبر را نقل میکنم .

همونطور که میدانید چند وقت پیش در چین زلزله خیلی سختی واقع شد ،اینخبر مربوط به آن حادثه است :

«وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند. زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود. ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. چند ثانیه بعد، سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است. وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختر سه - چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد.نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود. گزارش ایسکانیوز می افزاید ، او در خواب شیرینش نمی دانست چه فاجعه ای وطنش را ویران کرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده است.

مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد: عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت.»

روز مادر بر همه مادران و همسران مبارک

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 14:28  توسط محمد | 

چندی پیش در جمعی صحبت از سفر و مشکلات آن شد عده ای میگفتن با توجه به هزینه های سفر دیگر لذت زیادی حاصل نمی شود گروهی بیان میداشتن در سختی سفر هم لذتی هست که نمی شود از آن چشم پوشید هرکسی خاطره ای از مسافرت تعریف کرد تا نوبت رسید به جائی که خوب حالا که سفر اینقدر خوبه و باید برای استفاده از آن هر سختی را تحمل کرد به کجا برویم باز نظرها خیلی فرق داشت یکی سخن از سواحل شمال گفت دیگری از طبیعت قشنگ غرب گفت وثالثی مناظر زیبای جزایر را معرفی کرد شخصی شهرهای زیارتی داخلی و خارجی رایادآور شد و آن یکی کشورهای همسایه جنوبی و غربی را معرفی کرد در این زمان یکی از افراد که زیاد سنی هم نداشت ولی تقریبا" کمتر از دیگران هم حرف میزد زبان به سخن باز کرد و گفت:« در مسافرت بعد از ازدواج ( ماه عسل ) به توسعه پدر خانم به سواحل جنوب ترکیه مسافرت میکند   و با توجه به برنامه ریزی انجام شده دو هفته ای را قصد اقامت داشته اند که یک هفته در سواحل با شند و یک هفته هم در سایر شهرهای ترکیه بگردن تا هم از موهبتهای الهی آنجا استفاده کرده باشند و هم هوائی عوض کنند ایشان ادامه داد و گفت در آنجا هم  میشد از هتل استفاده کرد و هم ویلاهائی بود که اجاره میدادند ما به خاطر اینکه از امنیت ویلاها اطمینان نداشتیم رفتیم هتل ، روز دوم با یک توریست که اهل ایتالیا بود آشنا شدیم بلافاصله بعد از آشنائی اولیه شروع کرد به معرفی مناطق تفریحی ایران او اعتقاد داشت که مناطق تفریحی ایران خیلی زیاد است ولی بکر مانده و کسی به فکر احیاءآنها نبوده بعبارتی میگفت ایرانیها لذت درآمد راحت را نبردن اینجا که بود یک کمی به غیرت من برخورد و خواستم موضوع رو عوض کنم به گونه ای وانمود کردم که مثلا" من همه مناطق رو گشتم  ، پرسیدم شما کدام مناطق ایران را گشته اید با شنیدن این سوال گفت من حدود ده سالی هست که تقریبا" هر سال حدود یک هفته به ایران می آیم و به همه مناطق سری زده ام و ادامه داد مناطق مرکزی ایران از اصفهان - خوانسار، خمین، محلات ،تفرش ،فراهان و.... تا سواحل جنوب و شمال و کردستان و، همدان و...را رفته ام این بنده خدا گفت وقتی این حرفها رو میزد و برای هر کدام هم یک خاطره ای تعریف میکرد جالب هم این بود که بعضی را به انگلیسی میگفت و بعضی به ایتالیائی و گاها" هم  کلماتی از فارسی رو چاشنی میکرد خلاصه من دیدم اگه ادامه بده خیلی وضعیت ناجور میشه و ما کم میاریم گفتم شما خیلی خسته شدی صلاح میدونی یک قهوه بخوریم ».

به هرحال این داستان چند وقت پیش انجام شده بود ماهم که شرایط سفر به خارج ایران  رو نداریم که بریم با ایتالیائیها هم صحبت بشیم این چند روز تعطیلات هم فرصت خوبی بود بستگان هم که به شمال رفته بودن ازشوغی جاده ها خبر دادن به همین خاطرگفتیم بریم یک سری به تفرش بزنیم ببینیم این شهری که نزدیک خودمون هست سر راهمون هم بوده چه جوریه خلاصه یک روز از روزهای تعطیل رو اختصاص دادیم به بازدید از این شهر کهن و قشنگ (واقعا" هم قشنگ ) با هما هنگی یکی دیگر از بستگان (تنها که لطفی نداره )صبح رفتیم (قبل از سفر به همان بنده خدا که از ترکیه و خاطرات توریست ایتالیائی تعریف کرده بود زنگ زدم و اسم جاهای دیدنی را پرسیده بودم ) با رسیدن به تفرش آدرس سرچشمه و آبشار رو گرفتم گفتن حدود 30کیلومتر بیرون از شهر ولی جای شما خالی کل این مسیر باغهای قشنگ تا اینکه به آبشار رسیدیم تعداد زیادی از مسافران هم آمده بودن ولی واقعا"  حیف که یک جای صاف و تمیز برای اطراق وجود نداشت برخلاف آبشار بسیار قشنگی که داشت تنها چند دقیقه ای ایستادیم و چون یک جوان قدیمی هم همراه ما بود و نمی توانست به داخل دره بیاید مجبور شدیم برگردیم در طول مسیر همانطور که گفتم همه باغ و منظره بود ولی جائی برای استراحت پیدا نمی شد یا اگر هم بود بسیار کوچک که سحر خیزان کامروا شده بودن و آنجا را گرفته بودن ما هم بناچار آمدیم پارک قوری (پارک قشنگی بود )وتا غروب  آنجا بودیم و بعد از مغرب حرکت کردیم و حدود ساعت 5/11هم منزل بودیم .

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 10:22  توسط محمد | 

سالروز آزاد سازی خرمشهر قهرمان با تأخیر برهمگان خصوصا" جانبازان و رزمندگان وجهادگران هشت سال مقاومت و ایثارمبارک باد.

جائی خوندم «ما که این امکان را داریم در آینده اشتباه جدیدی مرتکب شویم ُچرا باید اشتباهات گذشته را تکرار کنیم »

پریروزساعت نه شب از رادیو ماشین اخبارگوش میکردم که گوینده خبر گفت بعلت آتش سوزی در یک واحد تولید مواد  شیمیائی در منطقه شازند اراک تعداد زیادی  کشته و مجروح شده اند با شنیدن این خبراولین فکری که به ذهن هر شنونده ای میرسه اینکه حدود صد نفر صبح از منزل خارج شده اند تا برای خانواده خود روزی بیاورند  ولی عصر خانواده آنها بجای استقبال از سرپرست خونه باید به بیمارستان برای عیادت بروند یا در تدارک مجالس او باشند مسلما" بسیار تأثر آور است  اما آنچه با کمی تأمل روشن میشود همان شعار قدیم« پیش گیری مقدم بر درمان است »    ویا بهتر وبه قول دوستی صنعتی تر بخواهیم پاسخ بدیم «اول ایمنی بعد کار »با این مقدمه لازم میدونم بگویم در همه بحثهای اقتصادی و اجتماعی وقتی سخن به شرایط جامعه میرسد عموم تحلیل گران بیکاری را عامل ناهنجاریهای دیگر میدانند و از سوی دیگر با توجه به عدم رشد اقتصادی توصیه براین است که باید بخش خصوصی این فضا(ایجاد شغل ) را انجام دهد و برای بستر سازی آن نیز دولت امتیازاتی را (از قبیل معافیتهای مالیاتی و عوارض و ایجاد شهرکهای صنعتی )قائل میشود که در جای خود بسیار مفید میباشد تا اینجا برای تأسیس بنگاههای اقتصادی کوچک بسیار عالی میباشد ولی برای بنگاههای که با مواد نفتی و شیمیائی سرو کار دارند استاندارد هائی را باید رعایت کرد که باتوجه به سرمایه بر بودن آن از عهده سرمایه گذاران کوچک ساخته نیست یا بهتر بگویم فرهنگ منفعت طلبی  حاکم در اینگونه بنگاهها  این چنین سرمایه گذاریهارا به سادگی توجیه نمی کند و اینگونه صرفه جوئی ها میشود که یک مرتبه چنین حوادثی را به بار می آورد البته من این واحد های تولیدی را ندیده ام و از چگونگی استقرار و محیط جغرافیائی آنها را نمی شناسم ولی در اخبار خواندم که حادثه بر اثر جوشکاری مخزن مواد شیمیائی بوده و یا همینطور خواندم که مخزن چند هزار تنی به واحد تولیدی مجاور پرواز کرده و یا از شهر اراک و مجتمعهای صنعتی اطراف (پتروشیمی و پالایشگاه ) برای اطفاع حریق رفته اند که همه اینها نشان میدهد که امکانات امدادی در آنجا نبوده ویا کم بوده .

انشاءا... با توجه به اینگونه حوادث درسی باشد برای آنان که در اینچنین مجتمع هائی فعالیت میکنند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 15:35  توسط محمد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
این وب با نام روستائی محبوب در منطقه بسیار قشنگ وبا صفا به نام اسفین فراهان میباشد
در روزهای اول قصد داشتم که فقط از آن منطقه بنویسم پستهای بهمن ماه هم موید آن است ولی با پیشرفت متوجه شدم که یکنواختی خستگی می آورد به همین منظور پستها را تغییر دادم . انشا’ ا.. به تناوب در خصوص اسفین بیشتر خواهم نوشت .
در بخش نظرات سعی خواهد شد بجز موارد تکراری و احیانا" موارد شخصی کلا" برای دوستان قرار داده شود
انتشار مطالب با ذکر منبع بلامانع است


نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
پیوندها
می نویسم در مورد هر چیزی که در ذهنم میگذره .(قاصدك )
شبای بی ترانه
کوچه وبلاگیها
عکسهای متحرک جالب,بازی
يا علي مدد
سكوت دل (قاصدك )
نسیم بهاری
شاهين (يادداشت )
تاتوانی دلی به دست آر ...
محمد غفاري
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان